آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان Science & Art
فركتال از كلمه لاتين فراکتوس به معني سنگی که به شکل نامنظم شکسته و خورد شده است ، گرفته شده است. اولين بار فركتال را دكتر ماندلبرت طي نظريه اي كه براي حل مسائل جهان هستي ارائه داد مطرح كرد و در اين نظريه عنوان كرد كه جهان هستي بعدي ما بين 34/11- 23/1 دارد و تمامي پديده هاي طبيعي به نوعي فركتالهايي مي باشند در جهان هستي كه براي ما نا شناخته اند. هندسه اقليدسي – احجام كامل كرهها و هرمها و مكعبها و استوانه. بهترين راه نشان دادن عناصر طبيعي نيست. ابرها و كوهها و خط ساحلي و تنه درختان همه با احجام اقليدسي در تضاد هستند ونه صاف بلكه ناهموار هستند و اين بينظمي را در مقياسهاي كوچك نيز به ارمغان ميآورند. كه يكي از مهمترين خصوصيات فراكتالها همين است. اين بدين معناست كه هندسه فراكتال بر خلاف هندسه اقليدسي روش بهتري براي توضيح و ايجاد پديدههايي همانند طيعت است. زباني كه اين هندسه به وسيله آن بيان ميشود الگوريتم نام داردكه با اشياء مركب ميتوانند به فرمولها و قوانين سادهتري ترجمه و خلاصه شوند. فراكتالها انواع عناصري هستند كه فرم فضايي آنها در هيچ قسمت صاف نيست. بنابراين «نامرتب» ناميده شدهاند و اين نامنظمي آنها به طور هندسي در راستاي مقياسهاي گوناگون در داخل هم تكرار ميشوند. هر چيز طبيعي در اطراف ما در اصل نوعي فراكتال به شمار ميرود به اين سبب كه خطوط صاف و پلانها فقط در دنياي ايدهال رياضي وجود واقعي دارد. در كنار اين تئوري هر سيستم كه بتواند به صورت هندسي متصور و تحليل شود ميتواند يك فراكتال باشد.
جهان در فرم فيزيكي (مادي) كلي خود پرهرج و مرج، ناممتد و نامنظم است اما در پس اين اولين ذهنيت و گمان يك نوع دستوري نهفته است كه منظم و داراي تركيبی واضح است. در طبیعت نمونه های فراوانی از فراکتال دیده می شود. در مناطق سردسير آرايش برگ درختان به صورت مارپيچي است.تعداد پيچهاي بين دو برگ متوالي كسري از يك گردش كامل به دور تنه گياه است.اين كسر هميشه يكي از كسرهاي فيبوناچي است. طبيعت براي اينكه برگهاي پايين تر بر اثر سايه هاي برگهاي بالاتر از نور خورشيد محروم نشوند؛ آنها را با چنين نظمي بر روي ساقه قرار داده است تا به اين ترتيب نور بيشتري جذب شده و فرايند فتوسنتز به شكل بهتري صورت پذيرد. مارپيچ لگاريتمي كه معمولا در طبيعت يافت مي شود در صدفهاي نرم تنان مخصوصا در پومپيليوس، مخروطهاي كاج، سرخسها، پروانه ها جريان آب ، ساختارهاي گياهي ،شكل هاي رشد شاخ حيوانات مثل قوچ و گوزن شمالي ، استخوان اسكلت و حتي درطرح هاي پرواز بعضي از حشرات هنگام نزديك شدن به روشنايي ديده مي شود.
اين مارپيچها حتي در گلچه هاي پياپي آفتابگردان يا در پيچ و خم لايه داخلي گوش كه همگي بر اساس تناسبات طلايي اند يافت مي شود. بسیاری از عناصر مصنوع دست بشر نیز به صورت فرکتال می باشد: تراشه های سیلیکان ، منحنی نوسانات بازار بورس ، رشد و گسترش شهر ها و بالاخره مثلث سرپینسکی را می توان در این مورد مثال زد.
بهترين راه براي تعريف يك فراكتال توجه به صفتها و نشانههاي آن است يك فراكتال «نامنظم» است. اين بدان معني است كه در آن هيچ قسمتي صاف نيست. فراكتال «خود مشابه» است و اين بدين معني است كه «اجزاء» شبيه «كل» هستند. فراكتالها به وسيله «تكرار» توسعه مييابند كهبه اين معني است كه تغيير شكل مكرراً ايجاد شده و «وابسته به موقعيت شروع است» خصوصيت ديگر آن اين است كه فراكتال «مركب» است. اما با اين حال ميتوان آن را به وسيله الگوريتمهاي ساده نشان داد و همچنين بدون معني نيز هست كه در پس عناصر نامرتب طبيعي يك رشته قوانين منظم موجود است.
رابطه فراکتال و معماری مطالعة هندسه بايد به طراح كمك كند به درك بهتري از جريان جزئيات در پيرامون ما در جهان طبيعي دست يابد هنر تمثيلي به دليل اينكه طبيعت را به روشهاي مختلف دوباره توليد ميكند نمايشي از جريان جزئيات فراكتالي را نشان ميدهد، چرا كه خود طبيعت جرياني از جزئيات فراكتالي است. فراكتال در ساختمانها مانند ساختارهاي رياضي چون منحني كخ نيست. منحني كه نمايش تسلسل بافت خودشبيه را نشان ميدهد كه فاصله و نزديكي ديد به منحني تأثيري در آن ندارد. حال آنكه طرح اينا موضوع در ساختمان از فاصله تأثير ميگيرد. خصوصيت فراكتالي يك تركيب معماري در تسلسل جالب جزئيات و نحوة استفاده از ساختمان مؤثر است. اكنون با دانش و نگاه هندسه فراكتال برخي ايدههاي آن در معماري مورد بازخواني قرار ميگيرد. به طور كلي براي استفاده از ايدههاي فراكتال در معماري و طراحي دو راه وجود دارد اول بعد فراكتال يك طرح ميتواند اندازهگيري شود و به عنوان يك ابزار انتقادي اندازهگيري به كار رود. به عنوان مثال عدم تسلسل موجود در جزئيات ميتواند بازگوكنندة اين دليل باشد كه بعضي آثار معماري مدرن توسط عامة مردم پذيرفته نشدند چرا كه ساده و يكنواخت بودند. دوم گسترش فراكتال ميتواند به عنوان عاملي در ايجاد ريتمهاي پيچيده در طراحي استفاده شود. به عنوان مثال بعد فراكتال برآمدگيهاي كوه كه در پشت يك پروژه معماري قرار گرفته ميتواند اندازه گيري شود و به عنوان يك راهنما در ريتم فراكتالي پروژه استفاده شود به عنوان عاملي در ايجاد ريتمهاي پيچيده در طراحي استفاده شود. به عنوان مثال بعد فراكتال برآمدگيهاي كوه كه در پشت يك پروژه معماري قرار گرفته ميتواند اندازهگيري شود و به عنوان يك راهنما در ريتم فراكتالي پروژه استفاده شود. بدين ترتيب پروژه و منظر پس زمينه داراي خصوصيات ريتميك مشابه خواهند شد بايد بدانيم در طراحي و نقد آن هندسة فراكتال يك ابزار قابل سنجش براي تركيب فراهم ميكند. فراكتالهاي واقعي رشد بافت خود شبيه را در دامنه نامتناهي از تغيير مقياس نشان ميدهند. موضوعهاي طبيعي مانند درختان صرفاً شبيه فراكتال هستند. آنها رشد خودتشابهي را در دامنه محدودي نشان ميدهند.
برج ایفل با سازه ای فراکتال
کارهای فرانک لوید رایت خانه روبی در طول زندگي حرفهاي فرانك لويد رايت همواره با دو موضوع مهم سر و كار داشته است. طبيعت و هندسه كه طبيعت يكي از مهمترين افكار رايت بود. او عمده انديشه خود را در اين جمله بيان ميكند، «من بيشتر زندگيام را براي خلق ريتمهاي طبيعت گذراندهام، چون طبيعت در واقع همان جسم خداست كه ما انسانها هميشه آن را ميبينيم». دونالد هافمن اين نحوه تفكر را به مكتب ارگانيك ارجاع ميدهد، كه در ذهن بسياري از متفكران وجود دارد. به هر حال رايت از مفهومهايي چون مثلث طلايي و دنباله فيبوناچي آگاه بود و از طبيعت به عنون اساس هندسه استفاده ميكرد. هدف او اين بود كه هندسهاي را كه در طبيعت موجود است به صورت عمومي درآورد. بنابراين اين موضوع خيلي تعجبآور نيست كه كارهاي او همه داراي نوعي سايه از رياضي موجود در طبيعت باشد.
فرانك لويدرايت شيوة طراحي خود را ارگانيك مينامد (با اين حال اين موضوع را حتي آقاي رايت به طور دقيق تعريف نكرده است). خانههاي فرانك لويدرايت يك مثال خوب از تسلسل پجزئيات از بزرگ تا كوچك است. او اغلب به يك ايده رجوع ميكند كه تطبيق اين ايده و طراحي براساس الگويي از طبيعت است. نوشتههاي رايت تمايل به حركتي آزاد حول مفهم ارگانيك دارند و معني محض آن را تعريف نميكنند. مفهوم هندسة فراكتال و ارتباط آن با فرمهاي طبيعي در زماني كه رايت مينگاشت و طراحي معماري انجام ميداد وجود نداشت. رايت به طور واضح از طبيعت به عنوان منبعي براي الهام استفاده ميكند اما ساختمانهايش شبيه بوتهها و درختان نيستند. او به وراي ظاهر فرمهاي طبيعي نگاه مي:ند تا به ساختار پايهاي كه سازمان دهندة آنهاست پي ببرد و اين يك ايدة فراكتالي است. فرمهاي طبيعي داراي ساختار سازمان دهنده هستند و هندسة فراكتال شيوهاي واضح براي درك و توضيح اين ساختار است. يكي از خصوصيات اصلي كه هندسة فراكتال در مورد طبيعت به ما ميگويد، مسطح نبودن طبيعت است. طبيعت تعداد نامتناهي از مقياسهاي طولي را به نمايش ميگذارد. جرياني بي انتها از فرمهاي جذاب كه به صورت دستهبندي شده قرار ميگيرد و به ندرت داراي يك تعادل كامل است. به عنوان مثال تحليل فراكتالي خانه رويي نشان ميدهد رايت جرياني از جزئيات را به كار برد كه در سازمان دهي ساختمان از كل توده آن تا كوچكترين جزئيات پنجرههاي رنگي استفاده شده است.
رنگ
تئوکیمبل در کتابش بنام شکل ، صوت ، رنگ و شفا می گوید : در آغاز ظلمات مقدس حکمفرما بود و از این ظلمات نور سر بر آورد . نور و تاریکی رقص آفرینش را به پایکوبی برخاستند و بدینگونه رنگهای طیف متولد گردیدند.
اگر از میان منشور به اطراف بنگریم ، متوجه می شویم که هر چیزی در این کره خاکی در محاصره رنگها قرار دارد نزد پیشینیان رنگ با عرفان آمیخته بود ، در تمدنهای باستانی رنگ مظهر نور بود و بهمین دلیل رنگ با خدایان مرتبط گشته بود. تمدنهای یونان رنگ را با توازن گیتی توام می دانستند زندگی مصریان مملو از سمبلهای رنگی بود – رنگ در هنر و فرهنگ مصر جلوه گر بود آنان غنای رنگ را چه در طلسمهایی که به خود آویزان می کردند و چه در معابدی که بر پا می کردند بکار می بردند . پیش سینه کشیشان به نشانه تقدس داوریهایشان آبی رنگ بود . زمان نزد آنان ابدیتی سبز رنگ می نمود.
در سراسر تاریخ رنگ با خدایان و رب النوعها هم آمیزش بوده است . آتنا دختر زئوس جامه ای طلائی داشته نزد سرس ( الهه طبعت رومیان ) خشخاش قرمز مقدس بود .
در کیش برهمایی زرد رنگی مقدس به شمار می آمد و جامه بودا به رنگ زرد یا طلایی بود .
رنگ مقدس حضرت محمد (ص) سبز است .
در دین یهود قرمز ، آبی ، ارغوانی و سفید رنگهای مقدس را تشکیل می دهند.
در دوران باستان جواهرات در طب آیورودیک مورد استفاده قرار می گرفت زیرا جواهر تراکمی از هفت اشعه آسمان تلقی می گردید .
هفت جوهر اصلی که بجای هفت رنگ اصلی بکارمی رفتند عبارت بودند از ( یاقوت قرمز ) ، مروارید ( نارنجی ) مرجان ( زرد) زمرد ( سبز ) ، زبرجد ( آبی ) ، الماس ( نیلی ) و یاقوت کبود ( بنفش )
یکی از راههای تولید رنگهای شفابخش در الگوهای فکری انجام مراقبه با رنگ است .
رنگ به روشهای گوناگونی جهت درمان بکار می رود. با توجه به اینکه بدن ما حساس به نور است ، می توان رنگ را با استفاده از شیشه رنگی به روی بدن شخص انتقال داد و یا از طریق کریستالها به بدن می رساند . در این روش درمانی که به طریق تماسی است باید بدن انسان را حساس کرده، آنرا به صورت کانال خالصی برای جریان یافتن رنگهای طبیعت در آوریم . فرد همچنین می آموزد که چگونه رنگ را تجسم و احساس کند.
کیمبل درمان فشار خون با رنگ آبی را بعنوان نمونه بازگو می کند که در آن حین رنگ درمانی فشار خون کاهش می یابد و در فاصله زمانی کوتاهی پس از درمان مجددا بطور فاحشی بالا می رود. بار دیگر وی پس از درمان با رنگ آبی از رنگ مکمل آن ، یعنی نارنجی ، استفاده می نماید و در می یابد که با این کار فشار خون پس از خاتمه درمان همچنان در حد پایین ثابت می ماند.
برای حفظ تعادل بدن می توان فرکانسهای ارتعاشی صحیح را به شکل لباسهای رنگی در اختیار بدن قرارداد . برای مثال اگر به گلو درد مبتلا هستید ، بستن یک روسری ابریشمی فیروزه ای رنگ بدور گردن به رفع این ناراحتی کمک خواهد کرد.
در موارد افسردگی یک بلوز و دامن به رنگ نارنجی روشن مفید خواهد بود . پیراهن آبی در رفع استرس موثر است .
چنانچه از پوشیدن لباسهای رنگی برای کمک به تعادل بدن استفاده می کنید ، مطمئن شوید که لباسهای زیر به رنگ سفید باشند . در غیر این صورت با عبور روشنایی روز از لابلای لباسهای زیر و رو ، رنگ این لباسها بهم می آمیزد و رنگ جذب شده به بدن ترکیبی از آن رنگها خواهد داد.
ادامه دارد ........
جمعه 26 اسفند 1390برچسب:, :: 7:29 :: نويسنده : جمال قلابرودی
چاکرا
واژه چاکرا ریشه ای سانسکریت داشته و به معنی چرخ می باشد ، چرخهایی که مراکز انرژی در بدن را به گردش وا می دارند.
توزیع بیست و یک چاکرای فرعی چنین است : جلوی هر گوش یک عدد ، پشت هر چشم یک عدد ، روی هر استخوان ترقوه یک عدد ، نزدیک هر غده تیموس یک عدد ، بالای هرسینه یک عدد، کف هر دست یک عدد ، نزدیک به کبد یک عدد ، مرتبط با معده یک عدد، مرتبط به طحال یک عدد ، مرتبط به هر غده جنسی یک عدد، پشت هر زانو یک عدد و کف هر پا یک عدد.
محل هفت چاکرای اصلی که در امتداد ستون فقرات هستند ، عبارت است از : مرکز تاجی واقع در قله سر ، چاکرای سر، چاکرای گلو ، چاکرای قلب ، چاکرای شبکه خورشیدی ، چاکرای خاجی و چاکرای قاعده ای .
در یک فرد جوان این چاکراها کاملا" کوچک اند اما با رشد روحی فرد به شکل نعلبکی های تابانی از نور باز می شوند .
هر یک از این چاکراها در اثر ضربه روحی در زندگی فرد می توانند بطور کامل یا ناکامل مسدود گردند .
اگر چه هر چاکرا دارای کلیه رنگهای طیف می باشد ، اما تنها یک رنگ بر هر کدام غالب می باشد.
رنگهای غالب هر چاکرا با شروع از چاکرای قاعده ای به سمت قله سر عبارتند از : قرمز ، نارنجی ، زرد ، سبز ، آبی ، نیلی و بنفش .
ادامه دارد ..... پنج شنبه 18 اسفند 1390برچسب:چاکرا, :: 15:13 :: نويسنده : جمال قلابرودی
بعد از مدت ها تأخیر و پشت گوش اندازی برای تغییر دکوراسیون (!) این خونه – علم و هنر - شاید منطقی تر می بود که از مطالبی شروع کنم که بتونه یک مسیر آموزشی منظم تر رو طی کنه؛ یعنی هدف اولیه هم همین بود. ولی از اونجایی که یکی از دلایل تأخیر این مدت، همین وسواس برای انتخاب مطلب بود و هم اینکه این دو مطلب، موضوعات جالبی برای جذب دانشجوهای معماری – مثل من – به نظر میومدن؛ برای شروع به کاردوباره، از اونها کمک گرفتم.
همونطور که اول بحث معماری فولدینگ گفته شده؛ مکاتب معماری معاصر از حدود 100 تا 150 سال گذشته شکل گرفتن و هرکدوم زمینه پیدایش مکتب بعدی بودن. بنابراین برای شناخت انواع مکاتب جدید و مدرن، بهتره از سبک های قدیمی تر شروع کنیم و به بحث معماری مدرن و معماری های خاص برسیم.
در نتیجه، بعد از این، بحث مکاتب معماری رو از اولین سبک ها - کلاسیک ، گوتیک، باروک و ... –بررسی می کنیم که بتونیم به تدریج به درک خوبی از انواع معماری مدرن برسیم.
اضافه می کنم که: مطالب مورد استفاده برای معرفی سبک های معماری، از جزوات دروس تاریخ معماری و تاریخ معماری معاصر گرفته شدند، که توسط استاد بزرگوارم، جناب مهندس قلابرودی، تدریس میشن.
دیگر ملالی نیست؛ جز دوری انتقادها و نصایح شما.
امروزه با استفاده از فضای دیجیتالی به خوبی میتوان تمام جزئیات تصور شده یك طرح را پیشاپیش به تصویر كشید. كاری كه در گذشته تقریباً غیرممكن بود. فرم در فضای كامپیوتر ترسیم میشود. خلاقیت شكل میگیرد؛ در فضایی كه نه چندان آشناست اما این فضا یار دیرین است. این همان فضای كامپیوتری و عرصهایی برای خلق نوآوریهاست. معماری به همراه فضای دیجیتال طرحها را تحتالشعاع قرار میدهند طرحهایی كه اعجاز معماری دیجیتال را نمایانگر است.
نتهای جاری شده در فضا تنها در صورتی شناخته میشوند كه ابزار آنها وجود داشته باشد؛ پس یك آلت موسیقی پلی است بین احساس هنرمند و مجموعه نتهایی كه هویتی را معرفی میكند. استفاده از ابزار نیز وقتی جایز است كه پیشرفت و تكامل انسان را سبب شوند و با دید ضد ارزش نباید به آنها نگاه كرد زیرا ابزار پیشرفته خواه ناخواه در زندگی امروزی، نیاز به شمار میآیند. در این بین تكنولوژی مدرن در حوزه معماری كه تولد آن سبكی آزاد و نامحدود است، شاید بیرحم مطرح شود.
«عدهای فكر میكنند كه از ابزار جدید نباید در روند طراحی معماری استفاده كرد در حالی كه در معماری دیجیتالی این ابزار كلاسیك رشته معماری و همچنین مسلح شدن به فلسفههای مطرح شده در این رشته میتوانند در مدت زمانی معین به بیشترین و بالاترین سطح كیفی ارایه طرح دسترسی یابند.» حوزه معماری دیری نخواهد پایید كه این مجموعه، با توجه به مهارتهای ویژه خود، مبدع سبك جدیدی در طراحی معماری میشوند و در ادامه باعث تولد دنیایی جدید، برگرفته از ذهنهای خلاق معماران میشوند. معمار مسلط به محیط دیجیتالی به راحتی میتواند در حیطه فیلم و سینما نیز در فضاهای علمی_ تخیلی حضوری روشن كسب كند.»
«طراحی و پرداخت دیجیتالی در معماری برابر با بیباكی به همراه جسارت، ابداع و نوآوری با كامپیوتر و نرمافزارهای ویژه معماری است. » در دنیای هنر، تصویرگرایی در نگاه اولیه یك خیالپردازی معمولی تصور میشود. اما با ابزارهای دیجیتالی بسیاری از هنرمندان میتوانند با طی زمانی كمتر از ۲۰ _ ۱۰ سال خود را در میان دنیاهای آینده مشاهده كنند. تاثیر معماری و طراحی دیجیتالی را حتی در تهیه فیلمهای گوناگون بسیار موثر است چنانچه :در یك مجله فیلم از جرج لوكاس پرسیده بودند: «كدامیك از فاكتورهای فیلم باعث رسیدن به یك دنیای علمی _ تخیلی شد كه تو آن را جنگ ستارگان نامیدی؟ او در جواب گفت: «فضای تخیلی، تنها از راه ساخت خانههای زمان آینده امكانپذیر شد. - در این بین این سئوال پیش می آید كه " آیا معماری، در حیطه شكلگیری خود تنها به تفكر معمار وابسته است یا ممكن است به ابزاری نیز وابسته باشد؟ " معماری عبارت است از ساخت یك فضا كه بتواند به زندگی انسان هویت بخشد. هر چیزی كه بتواند هویت را، با در نظرگیری خواسته شخص به بهترین وجه ارایه دهد، باید برای آن احترام قائل شد.
![]() ![]() |